خرید بک لینک

یک نفر هست صمیمانه تو را می خواهد

مثل یک عاشق دیوانه تو را می خواهد
گاه با یاد تو زانو به بغل می گیرد
خاطراتش شده افسانه ، تو را می خواهد
می نشیند سر راه تو ، که بر می گردی
عمری اینجور غریبانه تو را می خواهد
پای پیمان تو از جان و دلش می گذرد
عشق می ورزد و مردانه تو را می خواهد
یاد تو همدم تنهایی شب هایش هست
یعنی عاشق شده رندانه ، تو را می خواهد
روی ناچاری اگر جرعه ای از باده خورد
غرض این است که مستانه تو را می خواهد
چشم بر پنجره ی نازک دل می دوزد
تا بیایی ، دل ویرانه تو را می خواهد....

برچسب: یک نفر هست که لب وا بکند,یک نفر هست,یک نفر هست که خود نیست,یک نفر هست که از پنجره ها,یک نفر هست که,یک نفر هست که نیست,یک نفر هست پر از سوز,همیشه یک نفر هست که,شعر یک نفر هست,انگار یک نفر هست, نویسنده: آرشان طباطبایی تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 23:03

صفحه بندی